ناشتا رفتم آزمایشگاه. بعد پایتخت که کامپیوترمو بگیرم. از اونجا مستقیم شهر کتاب که چند تا نمایشنامه بخرم. بعدش عطاری واسه پودر حِل و صابون گل ختمی. داروخانه هم یه خروار آدالت کلد و آنتی بیوتیک. زنجیر در هم پیچیده ی طلا رو هم بردم طلافروشی از هم بازش کرد. این وسط یه سینما هم رفتم.

راس راسی دارم برمیگردم دوباره.

 

/ 0 نظر / 27 بازدید